با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

برای دستان خدا

شنبه, ۱ آذر ۱۳۹۳، ۰۹:۲۹ ق.ظ

کلاس حجم جایی بود برای خلق کردن. برای شبیه خالق شدن! خلقِ دوباره ی چیزی که قبل ترها نسخه ی بی عیب و نقصش خلق شده بود و تو باید ادای ساختن در می آوردی. کاری که بچه های دو ساله با خمیر بازی هایشان انجام میدهند.

یادم است چند نوع خمیر داشتیم برای این کار. خمیر اول گِل بود.خمیر بعدی خمیر مجسمه سازی حرفه ای که اغلب کرم رنگ است. و خمیر دیگر به گمانم برای شرکت آریا بود. همین شرکتی که خمیر بازی رنگی برای بچه ها تولید می کند. گِل و خمیر های حرفه ای یک بار مصرف بودند. بعد از ساختن خشک میشدند. نمیشد خرابشان کرد و دوباره چیز جدیدی ساخت اما خمیر شرکت آریا هیچ وقت خشک نمیشد. هر چند بار که میخواستی میتوانستی خرابش کنی و چیز جدیدی از نو بسازی!

ما آدم ها مثل همان حجم ها هستیم که برای ساخته شدن به این دنیا آمدیم. چطور ساخته شدنش دست ما نیست! دست همان خالق بزرگ است که همه چیز را بی عیب و نقص ساخته و می سازد... او می داند ما با چه اتفاقی فرم بهتری به خودمان می گیریم. او میداند چند بار باید ما را خراب کند و له کند و از اول ساختنش را شروع کند.

این وسط شاید فقط یک چیز دست خودمان است. انتخاب جنس خمیرمان!

من جنسم را انتخاب کردم، میخواهم خمیر آریا باشم زیر دست خدا...

خدایا مرا بساز. هر جور که میخواهی بساز، بساز و خراب کن و دوباره بساز. هر چند بار که میخواهی لهم کن، متلاشی ام کن، من گله ای ندارم وقتی میدانم زیر دست مهربان ترین وجود عالم هستم. کسی که مرا برای خودش می خواهد و بهترین ها را برای من... دستانت را دوست دارم حتی وقتی دارد خرابم میکند... من نرم می شوم برای تو که کمتر درد بکشم و راحت تر برسم به آن شکلی که تو برای من میخواهی...

تو هم هوای دلم را داشته باش.

هوای دلش را...

 

 

پ.ن. این پست هدیه ای است به مخاطب اغلب خاموش وبلاگ که این روزها، روزهای دردناکی دارد. راه دیگری برای همدردی سراغ نداشتم. امیدوارم که بخواند!

  • مداد رنگی