با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

با من قدم بزن

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۱، ۰۸:۱۹ ق.ظ

نکند از شدت سرماست؟ شاید این روز ها سرد است که رنگ های سرد آزرده ام می کند...
شاید از فشار این روز هاست که رنگ های تیره و تند، آزارم می دهد...
شاید زندگی بی روح شده که تاب دیدن رنگ های خاکستری را ندارم...
از رنگ های اطرافم خسته ام...
به دنبال نشانه ام... به دنبال رنگی تازه... رنگی گرم و آرام که چشمم را نوازش دهد...

روزگار سردی است...
زیر گرمای اولین برف زمستانی ... با من قدم بزن...

  • مداد رنگی

دانلود

رنگ

زمستان

نظر (۶)

  • سپهر حجاب
  • سلام.خدا قوت.
    ممنون که منو بیاد خیلی چیزا میندازین..
    اگر اجازه بدین لینکتون کنم؟؟؟
    به وبلاگ ماهم یه سری بزنید که منتظر حضور گرمتون هستیم..
    با آرزوی فرج...
    آهای عاشق خدا یادت نره...



    سلام. خوش اومدین

    منم اینطوری شدم مداد رنگی



    جدی میگی? جالبه... پس تو هم مسمومیت رنگی گرفتی?
    یه کتاب تو دانشکدمون بود. طریقه ی به دست اوردن رنگ های طبیعی از گل های مختلف رو یاد میداد. نمیدونی حسنا چقدر خوشکل بودن رنگا... انقدر دلم از اونااا می خواااااد که حد نداره...
    رنگای خاصی ان. هر جایی پیدا نمیشه.
    سلام عزیز دل... خسته من حالت خوبه ؟ نمیخوای بزنی به سیم سفر
    و بیای اصفهان ... نمیشه بیای تا کمی از اون فضا دور بشی... کاش پیشت بودم .
    باور کن هر روز به یادت هستم ...خدا کنه یا این مشکلات تموم بشه یا صبر تو چند
    برابر ...
    کاش کاری از دستم بر میومد .................
    .......................................................ولی تو یک کاری از دستت برای
    من برمیاد.........................................................................
    .................برف بازی کن جای من .....جون من



    وقتی نوشتمش روز بود. روشن... برف می بارید و من با خوشی هایم قدم میزدم...
    نمی خواهم ناخوشی هایم را به این نوشته سنجاق کنم.
    .........
    ....
    ...
    بی خیال دنیا. تو فکرش هستم. الان که اخر ترمه الناز جون وقت درست و حسابی نداره. فاطمه جون هنوز دفاع نکرده... پرستو جونم تازه کارشو شروع کرده. مهدیه جون هم که باید تا اخر صفر خونه بمونه
    هر وقت فرصت بشه و بتونم میام. دلم لک زده برای اصفهان و دوستای اصفهانی

    صبح روز یکشنبه... دارم میرم برف بازی.... حسابی از خجالتت در میام
    الا به ذکر الله تطمئن القلوب
    خدا رو شکر که خدا هست .........................
    دوست دارررررررررررررمممممممممممم.



    اره خدا رو شکر. منم خیلی دوست دارم
  • الی مامان
  • هوا که سرد است آن هم به شدت
    آدم ها هم که دیگر دست در دست راه رفتن را به زور در حال فراموشیند
    پدر بزرگ و مادر بزرگ ها هم اندکی هستند کوچیده اند و خبری از کرسی داغ زمستانشان نیست با آن همه خوردنی گرم و شیرین روی کرسی
    بقیه هم که خسته اند برای نفس عمیق کشیدن در هوای پاک کوهستان
    هوای شهر هم که غبار غبار پر از فیلتر و پارازیت
    همان که پرستو جان گفتند می ماند یک چیز که همه چیز است
    الا به ذکر الله تطمئن القلوب
    مسمومیت رنگی این روزها همه گیر شده است گویا



    الا بذکرالله تطمئن القلوب....
    سلام خیلی خوش اومدین
    اره مداد رنگی جون
    من کلا روحیه م همین طور بوده ،اصلا کشش ندارم سمت رنگهای سرد ،شاید خوب هم باشه ، اصلا علاقه ای به اون رنگها ندارم ،همیشه دوست داشتم کفش و صورتی و قرمز بپوشم اما خجالت میکشم
    ممکنه فصلی هم باشه،شاید با دیدن اون رنگها سردت میشه تو این سرمای هوا!!
    اما فکر نکنم نشونه بدی باشه زیاد فکر خودت رو درگیر این مسئله نکن


    ولی من رنگ های سرد رو دوست داشتم. چیزی که غیر طبیعیه اینه که الان نمی تونم تحملشون کنم و اعصابم به هم میریزه... از تابستون شروع شد. چند ماهه اینجوریم. اوایلش خیلی چیز مهمی به نظر نمی اومد. ولی الان مطمئنم یه چیزیم شده! البته لزوما چیز بدی نمیتونه باشه.. نمیدونم

    یادم باشه خواستم برات کادو بخرم یه جفت کفش قرمز بگیرم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی