با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

دیوانگی

شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۱، ۰۷:۱۴ ق.ظ

یعنی دیوانگی از کلام و کار کردن بچه های نقاشی می بارد...

 

در کارگاه یکی استخوان دنده ی گوسفند* (در قطع خیلی بزرگ) پیدا کرده است و می خواهد از روی آن طراحی کند! با همان بوی تعفنی که دارد جلویش گذاشته و کار می کند! و تازه می گوید من از بویش اذیت نمی شوم! (در نهایت که اذیت شدن ما را دید، خیلی لطف کرد و آن را در یک دیگ جوشاند که بو ندهد)

آن یکی با نخ های قالی کلنجار میرود که اثر هنری خلق کند... آن یکی با چرم کیف میدوزد برای کسب روزی حلال!

یکی دیگر ویولن تمرین می کند با صدای سرسام آور...

ما هم که مدام نگران مورچه هایی هستیم که از روی بوممان رد می شوند. و اگر مورچه ای از زیر قلمو سالم (بدون شکستن حتی یک پا) در بیاید از خوشحالی فریاد می زنیم که: "آخجون، مورچه زنده اس!"

یعنی دیوانه تر از هنری ها فقط خودشونن!

 


* بچه ها میگن کتف گاو بوده! :))))))))))))))))

نظر (۵)

سلام
یعنی اگه توی این شرایط بتونین پایان نامه تون رو تموم کنین.باید بهتون مدال قهرمانی هم بدهند.


سلام... واقعا!
چه هنری صادقی که خودش دارد به عجیب بودنش اعتراف می کند!


کی گفته من عجیبم؟ من تکذیب می کنم!
  • اردیبهشت*

  • مردم از خنده
    خوب برا همین چیزاس که اسمش میشه هنر!!!
    یادمه یه بار داشتم کارامو نشون یه بنده خدا میدادم، بهم گفت آخه اینم رشته س که داری؟؟یهو یادم اومد یه کاری با رشته آشی درست کرده بودم،گفتمم اا صبر کن اونم نشونت بدم



    از دست تو
    وای نمی دونین اینجا چه خبره .
    کثیفی و شلوغی کارگاه کم بود ،بوی تعفن از استخوتن گاو هم اضافه شد ...
    اما خدا رو شکر استخوان پخته شد و کارگاه تمیز ...

    خدایا دلم برای همین روزای نمی دونم اسمشو چی بذارم تنگ میشه ...


    منم دلم برای با تو نقاشی کردن تنگ میشه!
    هان...
    منم ...دوست دارم خیلی مدادرنگی جونم


    منم ... خیلی!!!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی