با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

کاظمین

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۱، ۰۹:۱۶ ب.ظ

در سفر عتبات هرکدام از حرم های اهل بیت حس مخصوص به خودش را داشت. حال و هوایی که با بقیه فرق داشت. حرم امام علی(ع) یک ابهت گرم پدرانه داشت. حرم امام حسین(ع) سرشار از گذشت و بخشش بود. حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) حسی بود از شیرینی یک دیدار دوباره. انگار که بار اولی نبود که به زیارتشان رفته بودم . حرم امام جواد(ع) و امام موسی کاظم(ع) هم لبریز از صمیمیت بود. صمیمیتی بی حد و بدون اندازه! دل کندن از کاظمین از همه برام سخت تر بود. حس عجیبی داشتم. نه فقط من. بقیه هم اینطوری بودند. عارفه بعد از یک سال وقتی مرا دید گفت: کاظمین را یادت هست؟ و من را به همان روزهای خوب برد.
یادم می آید کنار ضریح کاظمین که بودیم من اولین نفر بودم که چشمم به گنبد خورد... به گنبد دو قلو از داخل!
چیز عجیبی دیدم. یک چیزی که با بقیه فرق داشت اما هر چه نگاه می کردم متوجه تفاوتش نمیشدم!



 فکر کردم تفاوتش فقط همان دو قلو بودن گنبد هاست. اما بیشتر که دقت کردم فهمیدم نه! یک چیز دیگر هم هست. تزیین داخل گنبد های دو قلوی کاظمین نه آینه کاری است و نه کاشی معرق! باورم نمیشد! داخل گنبد را با نقاشی تزیین کرده بودند...آن هم تکنیک تمپرا! از تعجب داشتم شاخ در می آوردم...
سریع گشتم و بچه های نقاشی را پیدا کردم... سمانه، الناز، پرستو، الهام... گنبد ها را نشانشان دادم و گفتم نقاشی است...تمپرا...
آنها هم تعجب کرده بودند. با سمانه می گفتیم کاش می شد بعد از تمام شدن ساخت گنبد سامرا ما می رفتیم و داخلش را نقاشی می کردیم... تصورش هم آدم را دیوانه می کند!
ما هنوز هم این آرزو را داریم. حتی اگر نشود... حتی اگر نتوانیم... بودن همین آرزو در قلبمان غنیمتی است.
امشب دلم غم ندارد... یاد اهل بیت غم را از دل من پاک کرده است! فقط دلم تنگ است... دلم می خواست همین حالا آنجا بودم...

 

السلام علیک یا موسی بن جعفر الکاظم (علیه السلام)
السلام علیک یا محمد بن علی التقی الجواد (علیه السلام)

  • مداد رنگی

دانشجویی

عتبات

نقاشی

نظر (۷)

عزیزم،خوش به سعادت که یه بار زائر کربلا بودی
انشاالله بازم قسمتت میشه اما این بار برای نقاشی گنبد
و این که اونجا برای منم دعا کنی که قسمتم بشه برم زیارت
راستی لینکت می کنم با اجازه


خدا رو شکر... ان شاالله شما زود تر بری و برای آرزوی ما هم دعا کنی

خواهش می کنم. باعث افتخار منه...
  • فیروزابادی



  • این یعنی چی؟ نترس... تو هم میری! خوش به سعادتت که اسمت تو لیست هست و دعوت شده هستی!....
    دلم خیلی می خواد...

    شنیدن کی بود مانند دیدن؟


    واقعا شنیدن کی بود مانند بودن! انشاالله قسمت بشه با آقای بزرگ و آقای کوچک تشریف ببرید! به زودی...
    سلام
    یاد تابلویی افتادم که سر در ورودی حرم نوشته بودند.
    سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ


    سلام. من یادم نمیادولی ممنون که گفتین
    خوش به حالتون که توفیق این سفر رو داشتید... من هم دلم خیلی هوای کربلا و نجف کرده است... دعا کنید قسمت من هم بشود. اگر بیشتر از این سفر روحانی بنویسید و ما را در حال و هوایتان شریک کنید بسیار ممنون میشوم.


    ممنون ... انشالله به زودی قسمت شما هم بشود...
    یک سال است که از سفر ما گذشته... خیلی از اتفاقات را از یاد برده ام(با توجه به حافظه ی ضعیفم) اما چشم... اگر چیزی به خاطرم آمد مینویسم...
    یادش بخیر .کاش دوباره همه با هم و با انرژی بیشتری بریم کربلا.
    وقتی که همه مثل هم باشند سفر برات میشه سفر به بهشت.
    دلم خیلی تنگ شده


    با انرژی بیشتر؟ مگه می خوایم چه کار کنیم؟

    واقعا... فکر نکنم دیگه بشه همچین سفری بریم. دانشجویی رفتن یه چیز دیگه اس!
    میخوایم پاور لیفتینگ بریم
    خوبه خسته و با پای چلاق بریم ؟نه !!! خوبه؟؟؟


    بی خیال بابا! ببخشید جسارت شد!
    انشالله بریم و با هم بریم... دلم خیلی تنگه!

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی