با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

رویاهای گس

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۲۸ ب.ظ

علت* احساس تنهایی م (مون) رو پیدا کردم. همین که پیداش کنی کم کم سعی میکنی باهاش کنار بیای. یه زندگی مسالمت آمیز بدون درگیری. وقتی پیداش کنی دنبال راه های جدید میگردی برای شاد زندگی کردن. تمام راه هایی رو که بهشون دل بسته بودی و نتیجه نداده بود رو میزاری کنار...


فقط به این فکر میکنم که کاش میشد زندگی رو جلو برد...
اندازه ی پنج سال... هفت سال...
رسوند به وقتی که بشه رویاهای امروز رو عملی کرد و از این برزخ در اومد
حالا من به آینده ای فکر میکنم که میتونم از تصورش لبخند بزنم
امید مثل یه نور باریک از یه سوراخ کوچیک پیدا شده
و من به راه هایی فکر میکنم که بشه با تمام سختی ها از زندگی لذت برد.



پ.ن. گول بخور

*شاید یه بار نوشتمش...

نظر (۳)

سلام.
میفهمم چی میگی...؛
با این تقاوت که من رویا هم ندارم دیگه انگار...؛
التماس دعا.
پاینده باشی.
خوب بود!
سلام 
با شناسایی علت، پنجاه درصد راه رو رفتی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی