با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

سال نوشت

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۱۸ ب.ظ

احساس می کنم به یک تغییر اساسی در سبک زندگی م نیاز دارم. یک تغییر بزرگ! فراموش کردن یک عادت سی ساله. تغییری سخت! واقعا به آن نیاز دارم. این روز ها به تمام کسانی که چیزی که من می‌خواهم را ذاتا دارند حسودی ام می شود. چیزی که باید براش دست و پا بزنم و آن ها راحت و بدون زحمتی آن را دارند! احتمالا دیگر فرصتی برای پست آخر سال پیدا نشود پس همین حالا می گویم: امسال سال خوبی بود...

با تمام گریه ها و ضجه های پنهانی اش در کل سال خوبی بود... و من خدا را شاکرم که توانستم چیز های جدید یاد بگیرم و حتی با قیمت کلان به یک ترس جزئی غلبه کنم. این غلبه کردن به ترس و خاتمه دادن به فرار حتی در موردی کوچک روزنه ای بزرگ بود. برای ما که در باید و نباید ها غرق شده ایم و واقعا به معنای واقعی خفه شده ایم، رسیدن به ذره ای اکسیژن یعنی امید... گرچه هنوز پرنده ی ذهن من آماده پرواز نیست

امسال دو نفر در زندگی من تاثیر گذار بودند. اسم نمی برم اما خوشحالم که بودند یا حتی نبودند. نمی دانم سال دیگر هم هستند یا نه... فقط می دانم از نیاز یک طرفه بدم می آید! حالا که او از من چیزی نمیخواهد، من می روم! به نظرم همه چیز باید دو طرفه باشد! حداقل الان این طور فکر می کنم. سخت شده ام؟ شاید... هفته ی سختی بود و من سخت شده ام! از اوایل سال بود ک فهمیدم برای رسیدن به دوستی هیچ کس نباید پر پر زد... نباید خودم را خسته کنم برای کسی، باید کمی حال خوش بزارم برای وقتی که به او رسیدم. که زمان با او بودن، به خاطر تمام سختی های یک طرفه به حس بی تفاوتی نرسیده باشم.

الان من به بی تفاوتی رسیدم نسبت به تمام آدم های دنیا

دیگر کسی را نمی‌خواهم.

دیگر حرف نمی زنم.

وقتی انقدر مصرانه از این حرف ها می زنم معنایش عکس می شود! "دیگر برایم مهم نیست!" در واقع یعنی بی نهایت برایم مهم است. "دیگر کسی را نمی خواهم" را وقتی میگویم که همه را می خواهم... این را دوستان از حرف زدن هایم کشف کرده اند!  اما من واقعا دلم می خواهد قید همه را بزنم و در تنهایی های خودم غرق شوم. نباید بترسم... نباید بترسم... اما از این تصمیم انقدر می ترسم که مدام عملی کردنش را عقب می اندازم.

سال آینده سال خوب تری است! حتما هست! و من می توانم به این احساس تنهایی غلبه کنم. وقتی دلم را زدم به دریای تنهایی... درست همان موقع از این احساس مسخره خلاص می شوم! سال آینده من به سبک زندگی جدید عادت کرده ام... سال آینده نشدنی ها به شدنی ها تبدیل می شوند! سال آینده سال خوبی خواهد بود.

 

 

پ.ن. با این کلی گویی های مسخره نمیدانم 20 سال دیگر بر فرض زنده بودن چیزی سر در می آورم یا نه؟ مخاطبین حقیقی روز به روز بیشتر می شوند و من نمی توانم خودم باشم. با اینکه اینجا نسبت به شبکه های مجازی دور افتاده و غیر قابل دسترس است اما حسی در درونم مرا به رفتن تشویق می کند. به هر حال که نوشته هایم به درد کسی نمیخورد...

پ.ن.2 من خیلی وقت است که میدانم این احساس تنهایی با بودن آدم ها خوب نمی شود. کسانی به من طعنه می زنند که دلم ازدواج میخواهد و من فقط می دانم با تمام توانم فرار می کنم از این اتفاقی که می دانم بعدش اوضاع خراب تر است از حالا... میترسم از روزی که بخواهم با مسائلی حل نشده پا به یک زندگی جدید بگذارم.

  • مداد رنگی

نظر (۱۳)

سلام
از بچه های دانشگاهی چه خبر
شما ازدواج کردید
کلک خیال و بچه های دیگه چطور
پاسخ:
سلام. شما کدوم فاطمه اید؟
سلام فاطمه زهرا
پاسخ:
سلام. متاسفم به جا نمیارم
سلام
یه ورودی بالاتر از شما بودم 
ازدواج زمانی خوبه و اوضاع رو خوب تر میکنه ک بعدش حسرت نخوری ک خیلی چیزا رو تجربه نکردی.وقتی الان تجربه کردی و دلت راضیه پس مانعی نیس.از خدا بخاه هرچی صلاح دونس.کلن کلی گفتم منم

پاسخ:
:))
فاطمه باقری
پاسخ:
سلام. خوبید شما؟
والا نمیدونم دقیقا کیا منظورتونه. بچه های اکیپ ما اغلب ازدواج کردن به جز یکی دو نفر.. حتی چند تاییشون بچه دار شدن.
 یه سری ها ادامه تحصیل دادن. و بعضی هم شاغلن
سلام ممنون
خوب میدونم بعضی ها ازدواج و بعضی ها مشغول بکارند
خوب اسامیشون میخاستم

پاسخ:
سلام. خب نمیشه اینجا اسم برد
سلام 
آرزوی بهترین خوبی ها برای شما در سال جدید. 

پاسخ:
سلام. تشکر
همچنین برای شما و خانواده محترم
سلام سال نو مبارک
پاسخ:
سلام عزیزم. همچنین به شما. سال خوبی داشته باشی
سلام به کسی که هر چی باشه و هر کی میخواد باشه باشه ۰۰۰
برای من همون کسی که رو پله های خوابگاه نیمه شب بهش اعتماد کردم و درونم رو براش رو کردم و اون هم منو بیشتر بیشتر پذیرفت ۰۰۰۰

سال خوبی رو خدا برات بهار کنه ۰۰۰
انشاالله۰۰۰
پاسخ:
نمیدونم چی بگم
ممنون مهربونم :*

ان شالله برای تو هم 

سلام دخترم اینجوری نگو سی سال هنوز تا سی سالگی راه داری

اینطوری می گی ما هم سنات احساس پیری می کنیما


پاسخ:
سلام... خوبین شما؟ سال نو مبارک
البته یه راه کوتاه سه ساله :) دیگه شما ببخشید.
من میتونم ایمیلتون رو داشته باشم؟ 
سلام عزیزم، خوبی؟ سال نو مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشی خانومی، قبلا بیشتر تحویلمون می گرفتی چرا کم پیدا شدی قرار بود همو ببینیم اما افتخار ندادی که :((((
پاسخ:
سلام تو خوبی؟ از شما هم مبارک باشه. ممنون
بزار به حساب اینکه هممون از وبلاگ نویسی فاصله گرفتیم
اتفاقا به یادت بودم این چند روز. چه کار کنم؟ خونتون خیلی دوره :(
سلام
چرا نمی نویسید. 
سلام عزیزم تو برای من از این راه دور هم خیلی خیلی مهمی و دلم برات تنگ میشه .برای تو برای الناز عزیز و پرستو مهربان و خدیجه عزیز. 
پاسخ:
سلام...
هیچی ندارم جز گریه...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی