با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

الکی مثلا سفرنامه

سه شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۲۵ ق.ظ

نشسته ام پشت لپ تاپ آیه، اینترنت همراه ایرانسل در حد لالیگا صفجه باز می کنه جوری که نمی تونم به هوس نشستنم غلبه کنم. تا 5 صبح با آیه و فاطمه حرم بودیم. وقتی هم برگشتیم بهار خانم شاد و شنگول از خواب نیمه شب، تازه بازی اش گرفته بود و عملا تا 7 صبح اجازه نداد فاطمه بخوابه، منم 8 بیدار شدم که کارام رو اینترنتی بفرستم. وقتی بیدار شدم دیدم زهرا و نعیمه و مهتاب رفتن حرم...

الان سهند بی تابی می کنه و مریم رو بیدار نگه داشته، فاطمه و آیه و بهار خوابن و من خیلی خواب آلود دارم کار میکنم و تو گوشم آهنگ گذاشتم... (مردم از این رهایی... در کوچه های بن بست...) دارم فکر میکنم شاید باید برگردم به تحریم موسیقی ... مثل چند سالی که هم شعر توقیف بود هم تئاتر و هم موسیقی... نمیدونم فقط احساساتم همیشه باعث دردسر بوده و من دقیقا نمیدونم از چه راهی میشه کنترلش کرد...

 

فکر کنم برم بهتره. نه تمرکز درست و حسابی دارم برای نوشتن نه حاااال

در کل سفر جالبی است. گوهرشاد و حسنی و سهند و بهار همیشه در حال جیغ زدن هستند توی آپارتمان 50 متری. یه لحظه ازشون غافل بشی یکیشون اون یکی رو خورده تا آخر... و صدای جیغی که به هوا میره! الانه که میگم بچه از دور خوش است :) گرچه خنده هاشون همه چی رو جبران می کنه... و منی که یک دل سییییییییییییییییییر میتونم با بهارم باشم :*

 

  • مداد رنگی

نظر (۴)

...
اینجا که مینویسی بیشتر دوس دارم
سلام اگه هنوزم تو سفری التماس دعای فراووووووووووووون .
پاسخ:
سلام برگشتم عزیزم. التماس دعا :*
سلام
میتونست
یه قرار ملاقات باشه در جوار امام رضا (ع)
اما شاید همین بهتر باشه که در جوار امام رئوف (ع) فقط خودمون باشیم و خودمون
بدون دنباله های مجازی
زیارتت قبول
پاسخ:
سلام. البته من خودم و خودم نبودم. خوشحال مشدم میدیدمت
به هر حال زیارت شما هم قبول
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی