با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

روزهای عزا

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ

باید چمدان ببندم... کیف دستی یا ساک کافی نیست، باید چمدان ببندم...

دلم همین را می خواست اما نه اینگونه!

دنیا اهل معامله است! همین طور خشک و خالی چیزی نمی دهد... حتما باید چیزی بگیرد!

دارم فکر میکنم دیگر چیزی نخواهم ... نمی ارزد!! اصلا نمی ارزد... وقتی قرار باشد چیزی یا کسی را به جایش از دست بدهم.

قرار بود جوری بیایم که خودش هم باشد اما دیگر نیست که باشد...

دیگر نیست.

  • مداد رنگی

مرگ

نظر (۱)

می آیم...هربار که این لپ تاپ صفحه اینترنت را باز کند...وبلاگ هایی که قدیم هر هفته به روز می شدند کاه هر روز ...این روزها دیوارهایشان خاک گرفته

معنای رسیدن این روزها برای من هم به رنگ دیگری تغییر کرده...

کاش دنیایمان رنگی می ماند ...کاش...

وخوش به حال آنروزها که کاش داشتیم ...

این قدر پرشده ام از نرسیدن ها...که ارزو برایم مرده...

این روزها همه عزادار ارزوهایی هستیم که نرسیده به جوانی برایمان رنگ با ختند...

پ ن:برات دعا می کنم به حرمت دوستی مان...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی