با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

زن بودن یا مرد بودن مسئله این است.

جمعه, ۵ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۶ ق.ظ

"تا هجده سالگی راحت ترم. تمام سختی ها به خرید ملزومات خانه و کمی محدودیت ختم می شه. گرچه از همون اول وظیفه دارم خوب درس بخونم و درگیری این رو داشتم که کار خوبی پیدا کنم. من مجبورم خوب درس بخونم بهترین دانشگاه قبول بشم و از سن کم کار کنم و پس انداز کنم چون این منم که قراره یه زندگی رو بچرخونم. علاوه بر خودم باید مسئولیت زن و بچه ها رو به عهده بگیرم. اگه این کارو نکنم هیچ کس به من زن نمیده. تمام جوونیم با همین استرس همراهه منی که نه پدر پولداری دارم و نه پشتوانه ای. باید خودم از صفر شروع کنم و تا خونه و ماشین نداشته باشم حتی نمیتونم حرفی از ازدواج بزنم.

 

دولت و حکومت هم که همه ی وقت و استعداد آدم رو هدر میدن. با این سیستم آموزشی مزخرفشون من رو چندین سال عقب می اندازن و سربازی دو سال از اوج جوونی ام رو هدر میده برای هیچ. با این اوضاع شاید تا 28 سالگی توانایی ازدواج رو پیدا کنم. تازه میرسم به اصل مطلب بیشترین سختی همین ازدواجه. به خدا قسم که اگه برای خدا نبود هیچ وقت ازدواج نمیکردم. که چی! این همه خرج کنی که یه موجود غرغرو و نازک نارنجی و پرخرج و حساس رو کنار خودت داشته باشی! با اون همه مسئولیت سنگین. از هر نظر نگاه میکنم نمی ارزه!
تو دوره ی نامزدی و عقد که هی باید ببریش خرید! تکرار یک روند تکراری، مدام خانم بپسنده تو بخری... خانم بپسنده تو بخری... مدام بخری و بخری... خرج کنی و خرج کنی... آخرشم که مثلا با عروسی نجات پیدا میکنی بازم باید خرج کنی. اصلا من نمیدونم خانما چرا انقدر خرجشون زیاده؟ 5 برابر ما خرج دارن... واسه چی واقعا؟میدونی چقدر برای پس انداز این پول زحمت کشیدم؟ میدونی من با این همه پول چه کارا میتونستم بکنم؟ میدونی آرزو داشتم کجاها خرجش کنم اما باید دو دستی تقدیم خانم بکنم!؟

اندازه ی حقوقم قسط و اجاره خونه دارم و خرجای ضروری خانم هم که تمومی نداره. قرض های فامیل هم به کنار! اصلا من در تعجب موندم که از کجا خرج خورد و خوراکمون میاد و ما هنوز زنده ایم!

حالا مجبورم بیشتر و بیشتر کار کنم. باید بیشتر تلاش کنم که از پس این زندگی بر بیام . اما آخرش چی؟ آخرشم این خانم قدر نشناس ما دیگران رو به رخمون میکشه. هنوزم سر اینکه سالگرد ازدواج رو یادم رفته قهر میکنه. و ناراحته چرا من بهش نمیگم دوسش دارم؟ چرا بهش توجه نمیکنم؟ چرا نمیبرمش گردش؟ و.............واقعا که این زن عجب موجود عجیبیه! یعنی نمی فهمه اینکه من دارم خودمو به آب و آتیش میزنم فقط واسه اونه؟

مثلا اسم من "مرده" اما همه ی  زندگی و وقتم صرف این میشه که وسایل آسایش یه زن رو فراهم کنم و ازش حمایت کنم. من در ظاهر از زن قوی ترم اما در نهایت همه ی این قدرت برای داشتن یه زندگیه خوب استفاده میشه! و شاید عملا این زنه که از من قوی تره. چون راحت میتونه منو قانع کنه و کار خودش رو بکنه!"

 

اگه بخوام ادامه بدم...  این قصه سر دراز دارد.... 

 

این هفته به خاطر محدودیت هایی که یه دختر داره زیادی غر زدم. . یه اتفاقی افتاد که تمام عقده های دخترانه ی زندگیم رو با هم زنده کرد و من 24 ساعت به کمای "عقلی" رفتم. و دور از چشم بقیه حسابی گریه کردم

 دیشب تو راه تمامِ تصورم این بود که اگه پسر به دنیا اومده بودم به خاطر چه چیزایی غرغر میکردم. لیست نا رضایتی ها کم نبود. من اغلبش رو ننوشتم. "حقیقت اینه که مردا کم تر غر میزنن" برای وظیفه هایی که زندگی روی دوششون گذاشته برای سختی هایی که تو زندگیشون هست. اونا یاد گرفتن چه جوری از همین وظایف لذت ببرن.

اینایی که نوشتم _و ننوشتم_ لزوما نمیتونه مصداقی برای تمام مردها باشه. اینه که از همه ی آقایون معذرت خواهی میکنم اگه جسارتی کردم.

دوستای خوبم. دختر خانمای خوب هم ببخشن. خودتون که دخترای این زمونه رو بهتر میشناسید! همه که مثل شما گل نیستن :* 

 

بعد نوشت: این مطلب با هدف هم دردی با آقا پسر ها نوشته نشده بود. هدف، تذکر به خودی بود که زیادی نا شکر بود و زیادی از دختر بودنش گلایه میکرد.... اما یکی دو تا کامنت خصوصی حسابی دلمو سوزوند. انشالله خدا کمک کنه و مشکلات آقایون حل بشه. آمین

  • مداد رنگی

دخترانه

نظر (۱۲)

داداش خودتو زیاد درگیر نکن
پاسخ:
پاسخ: داداش؟ :))
سلام
این داستانی که اول نوشتید ،نوشته خودتونه؟ یا جایی خوندینش؟
این تصورات شما از نارضایتی های مهدی یا مهدیه ای هست که قراره دنیا بیاد؟

پاسخ:
پاسخ:
سلام. نوشته ی خودمه. که اگه پسر بودم چه جوری از دنیا شکایت میکردم
سلام
خیلی خوب نوشتید، واقعا حرف دل خیلی از آقاپسرها الان همینه، طفلی ها مشکلاتشون از دخترها بیشتره
خدا کمکشون کند انشآلله
پاسخ:
پاسخ: سلام. ممنون. بله انشالله
سلام؛
درست نمیدونم چی باید بگم! اما به نظر من فقط یه تعدادی از آدم ها( نسوان) این مدلی خرّاج هستند...؛ که هنوز به نظر من اقلیت اند! اکثریت هنوز با خانوم هاییه که اهل ِ سازش اند؛ خانوم هایی که حتی درآمد ِ کارگری ِ همسرشون رو یه جوری مدیریت میکنند که گرسنه نمونن...؛ هنوز هم بسیارند زنانی که آب ِ آبگوشتِ شون و اضافه میکنن و غُر نمی زنن که گوشتش کمه...؛
درسته که متأسفانه، فرهنگ زندگی تو کشور ِما بدجوری به سمتی رفته که نباید بره؛ و دخترهای جوون ِ زیادی حتی اغلب ناخواسته، با این موج همراه شدن، اما در حقیقت، تعریف ِ دختر، یه موجود ِ نازک نارنجی ِ غرغروی ِ الکی خرج کُن نیست؛ ارزش ِ یه دختر و یه خانم، خیلی بالاتر از این حرفهاست...؛ باور کنیم.

پاسخ:
پاسخ: سلام. اولا که من خط آخر معذرت خواهی کردم. چون اعتقاد دارم خیلی از دخترا اینجوری نیستن.
منم نمیدونم دقیقا چه جوری توضیح بدم که متوجه منظورم بشی.
یه مقدارش بر میگرده به تفاوت زن و مرد که خانما ذاتا طناز هستن. منم نسبی گفتم. نسبت به مرد ها نازک نارنجی هستن. خیلی از کارایی که آقایون میکنن رو ما نمیتونیم انجام بدیم. یعنی از دید آقایون نگاه بکنی اینجوری میبینی!
من عبارت الکی خرج کن رو نگفتم. گفتم خرج های ضروری! شاید برادر هم سن و سال خودت نداری نمیتونی مقایسه کنی اما خرج های ضروریه من 5 برابر خرجای ضروری برادرم نباشه حداقل 3 برابر هست! آقایونی که به این امر آشنایی ندارن ممکنه اول نامزدی و ازدواج شوکه بشن. مخصوصا با خرید های قیمت بالای دوره ی نامزدی .... طلا و لباس و غیره!

در کل من نخواستم ارزش زن رو پایین بیارم. فقط از دید یه مرد غر غرو به این جریانات نگاه کردم. وگرنه که من ندیدم کسی از این حرفا بزنه!
ببخشید اگه جسارت کردم
منم چند روز پیش حال تو رو تجربه کردم ... حال زار زدن حسابی رو
. جات خالی رفتم پیش حاجاقا شیخ بهایی ... من و خودش بودیم و کلی درد و دلهای من . که حالا یه محرم راز دیگه هم دارم ...
آرومم کرد حسابی ... جات خالی بود .... قرار شد برای
مشکل کوچیک دنیاییم راه حل پیدا کنه و دوباره برم پیشش...
کلی سراغتو گرفت دوست کرجی ... سلام رسوند حسابی

پاسخ:
پاسخ: الان کلی بهت حسوووودیم شد :(
منم میخوااااااام
سلام
تخیل قوی دارید شما
واقعا همین طور است که میگید
ما همش نگاه میکنیم به شرایط متفاوت دیگران و یادمون میره هر کسی گرفتاری هایی داره
مطلب قشنگی بود
موفق باشید

پاسخ:
پاسخ: سلام. ممنونم :)
سلام مهدیه جان؛
من ناراحت نشدم که؛ نیازی هم به عذرخواهی نیست اصلا؛ شما نوشتی و ما هم خوندیم؛ حالا این کنارا یه نظر هم دادیم برای خالی نبودنِ عریضه...؛
اینکه یه سری از تفاوتها، از جمله همین هایی که شما گفتی، بین ِ خانم ها و آقایون هست که طبیعیه؛ و اصلا باید باشه؛ چون خداوند صلاحِ بنده هاش رو در این دیده؛
آره خب، برادر ِ هم سن و سالِ خودم ندارم؛ ولی خرج های ضروری ِ خودم هم زیاد نیستند! نمیدونم، حالا ایشالا اگه فرصت شد، توی صحبت هامون بگو مثلا چه چیزهایی...؛
موفق باشی و پاینده.

پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم. من ترسیدم ناراحت شده باشی
بحث زیاده. انشالله باشه برا وقتی که آنلاین دیدمت.
  • فیروزابادی
  • سلام عزیز
    نمی دونم چی بگم و چه نظری بدم.اگه پیش هم بودیم این موضوع خوبی برای یه بحث نسبتا طولانی بود
    امروز صبح تا ظهر آنلاینم.اومدی خبر بده سبزی هام رو بیارم

    پاسخ:
    پاسخ: سلام. اتفاقا این هفته خیلی بهت احتیاج داشتم و نبودی. دلم لک زده بود برای همون بحث های دخترونه ی طولانی... یعنی فقط اون میتونست آرومم کنه
    خدا رو شکر که جاهای خوب خوب بودی.
    امروز نبودم.
    مگه تو هم سبزی هات پاک نکرده مونده؟
    همین قدر که اینقدر درک بالایی از اوضاع آقایون داری واقعا نشون میده دختر گلی هستی
    اصولا خانم های فمینیست به امسال تو و من می گویند مرد ذلیل های بدبخت
    ولی احساسم می گوید ما خوش بخت تر هستیم

    پاسخ:
    پاسخ: من که بعید میدونم گل باشم. خدا از زبونت بشنوه!
    مرد ذلیل های بدبخت :))))))))))) چه خنده دار! در واقع اونان که مرد ذلیلن!
    سلام ممنون که امدین و میخواین شرکت کنین

    خوشبختانه الان جز 17 هستیم اگه خدا بخواد تموم میشه !

    سوره حج از ایه 16 تا 46 اول هدیه کنین به همه شهدا بعد یه نیت کنین ایشالا حاجت روا بشین

    اگه خواستین دو تا صفحه دیگه هم بتون بدم
    اگر اجازه بدید میخوای خیلی ها تو این ختم شریک باشن اگه قران ختم نشد بهتون خبر میدم زحمت بکشید بخونید
  • چشم و چراع
  • آدمیت مسئله این است و بس...

    پاسخ:
    پاسخ: بله! :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی