با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

مرغ از تو بیشتر غذا می خورد!

يكشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۸ ق.ظ

ماه رمضان که شروع شد کمی بیشتر از هر سال خوشحال بودم. مدت زیادی بود که با کراهت تمام سر سفره می نشستم و به اجبار غذا می خوردم. این امر به همراه کاهش وزن بیش از حد این جانب، موجب حرص خوردن و سرزنش بیش از حد اهالی خانه می شد. اما خب کاری هم نمیتوانستم بکنم وقتی به هیچ غذایی میل نداشتم. دست خودم نبود. ماه رمضان که شد خوشحال از اینکه حداقل ساعاتی از روز را از دست این واژه ی مزخرف و تکراری "بخور" راحت خواهم شد و البته همانم شد! و چقدر از این حیث به بنده خوش گذشت!!!!!!!!!

 

حال که ماه رمضان تمام شد و در فاصله ای 10 روزه، عروسی پسر عموست، مادر کارش را از سر گرفته و امید دارد که حداقل این چشم های گود شده را از چاله شان در بیاورد. من چیزی نمی گویم و غذاهای نچسب را به کمک عوامل پایین فرستاننده به هر زحمتی که شده پایین می فرستم! تا ببینم این چشم ها به حالت عادی بر می گردد یا نه!

یکی از آرزوهایم این است که من و تمام دوستان لاغرم که از قضا کم هم نیستند به زندگی عادی برگردیم. زندگی بدون سرزنش و عباراتی از این دست که "مرغ از تو بیشتر غذا می خورد" :)))

 

  • مداد رنگی

دخترانه

نظر (۲۰)

سلام
از شما دعوت میشود وبلاگ خود را در وبلاگ کده ثبت کنید.

خواهشا ا ا ا ا
مامان ها رو اذیت نکید دیگه ه ه ه ه
مامان نشدی نمی دونی جان خواهر
می تونی یه لطفی کن و بخور
آفرین
پاسخ:
پاسخ: :)))))))) ای مادر جانِ گل پسر...
من که خود آزاری و دیگر آزاری ندارم ;)
چشششششششششم :)
سلام
وای خدا اینجا چقدر حال و هوای دوران مجردها رو داره
کلی خاطره رو برام زنده میکنه
حس قشنگیه
ممنون

پاسخ:
پاسخ:
سلااام. ممنون لطف دارید.
یادم باشه لینک یه مطلب مجردی از وبلاگمو براتون بفرستم
خب بخور دیه بچه جون چرا حرص میدی

(البته دیگ به دیگ میگه......خخخخخخخ)

پاسخ:
پاسخ: ببین کی به کی میگه حرص میدی. من اگه جای مامانت بودم تا حالا دق کرده بودم.
والا من هم بهتر از تو می خورم و هم بهتر می خوابم. ته دیگم خودتی
سلام گاهی هر چه بخوری باز هم تاثیری نمی کنه
فکر خیال
استرس
جوش
و ...
همه و همه موجب عدم جذب ویتامین غذا به بدن می شود
کمتر جوش بزنید
کمتر حرص بخورید
کمی به فکر نعمت سلامتی باشید
کمی به فکر مادر.

پاسخ:
پاسخ: جوش که خیلی نمیزنم اما آرومم نیستم. دعا بفرمایید
  • حسنا ی شالی کار
  • عیش انقد بدم میاد
    از ادم های لاغر مردنی . بعد همه میگن بخور ناز میکنه من ارزومه یکی دائم اینطور بهم بگه بخور . من تا طرف اب هم میرم میگن نخووور نخوووووووور!!اووووف خسته شدم خو!دلم میخواد لباسامم بخورم!!!میدونی که
    من ی کوچولو اضافه وزن دارم!فقط یه کوشولو!!
    پاسخ:
    پاسخ: بله! دست شما درد نکنه! اینجا علاوه بر نویسنده، خیلی از دوستای وبلاگی و غیر وبلاگی نویسنده هم لاغر مردنی هستن! که از قضا یه کوشولو تپل توشون پیدا شده :)
    من اتفاقا ب زندگی عادیم برنگشتم هیچی ! نابود تر شدم !
    خواب ک ندارم، غذا هم اگر بشه می خورم نشد سحر :)
    پاسخ:
    پاسخ: پس یه روح اینجا کامنت گذاشته! زنده هستین هنوز؟
    سلام.
    نمی خواستم جیزی بنویسم ولی چون نگران جوان پرشور و شعوری مثل شما بودم خواستم بنویسم:
    {کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا}
    به فکر خودتون نیستید به فکر فامیل نزدیک ما باشید که شما صمیمی ترین دوستش هستید...
    پاسخ:
    پاسخ: منم نگرانشم خواهر... چه کنم از راه دور؟ شما مواظبش باش. بهش انرژی مثبت بده. باشه؟
    من میفهمم مامان شما چی میکشه
    دختر من هم غذا نمی خوره، دیوانه میشم از دستش
    پاسخ:
    پاسخ: چی بگم :(
  • کوچه نادری
  • دست راستت پشت سر من که نمی‌فهمم چرا هوا هم که می‌خورم کیلووات ساعت وزنم می‌رود بالا و بالا و بالا، کم مانده برسم به خود آسمان!

    پاسخ:
    پاسخ: دست راست شما رو سر من : دی
    دیر گاهی است در این تنهایی
    رنگ خاموشی در طرح لب است
    بانگی از دور مرا می خواند
    لیک پاهایم در قیر شب است
    دست جادویی شب
    در به روی من و غم می بندد
    می کنم هر چه تلاش
    او به من می خندد

    نقش هایی که کشیدم در روز
    شب ز راه آمد و با دود اندود
    طرح هایی که فکندم در شب
    روز پیدا شد و با پنبه زدود

    دیرگاهی است که چون من همه را
    رنگ خاموشی در طرح لب است
    جنبشی نیست دراین خاموشی
    دست ها ، پاها در قیر شب است

    سلام دوست خوبم
    بروزم خوشحال میشم بهم سربزنید

    التماس دعا


    پاسخ:
    پاسخ: سلام دوست عزیز. چشم. بازم چشم. همچنین

    سلام

    عجب تفاهمی!
    این مشکل رو منم دارم:

    - گنجشک بیشتر از تو غذا میخوره!
    - مگه بچه ای که مدام بیام دنبالت که غذا بخور؟!
    - کشتی منو! این چه وضع غذا خوردن ه؟!
    ...............
    یه مدتی ه خودم به فکر افتادم! آخه شبی که افطاری داشتیم، رفتم کت سفیدم بپوشم، دیدم به تنم زار میزنه! فکری شدم خلاصه!


    پاسخ:
    پاسخ: سلاااام. به به خانم مرموز! شما هم? ;)
    مامان من یه چیزای دیگه هم مبگه که ترجیح میدم به گفتن جریان مرغ راضی باشم ;)
    لباس و کفشو که نگوووووووووو :(((((((((
    ینی فک کنم منو شما رو بهم بکوبن مناسب میشیم.

    من از کوچکترین خوراکی ذوق میکنم.
    اصن یه وضی

    پاسخ:
    پاسخ: خدا رو شکر منم بهتر شدم. دیگه نسبتبه غذا دل زدگی ندارم.
    من خیلی خونتونو دوس دارم.
    با تبادل لینک موافقین ؟

    پاسخ:
    پاسخ: سلام عزیزم. موافقم اما الان در حال اسباب کشی به بلاگم.داریم همسایه میشیم :)
  • مسافر رضوان
  • مهم...

    پاسخ:
    پاسخ: :)
    ایول , پس ب سلامتی :)


    پاسخ:
    پاسخ: سلامت باشی ... دعا کن زود قالبش جور بشه. با این وضع اینترنتی که دارم ممکنه خیلی طول بکشه
    تبریک بخاطر اینکه آدمای مومن جثه ی نحیف دارن
    پاسخ:
    پاسخ: ممنون . انشالله مومن هم بشم.
  • هد هد و دخترعمه ش
  • سلام عزیزم خوبی؟ خیلی به یادتم اما چه کنم؟مدم ندارم
    الانم شیرازم کنار دختر عمه عزیزم
    منتظرت هستم برای جشن
    پاسخ:
    پاسخ: سللاااااام. دیشب خوابتو میدیدم :'((((
    دلم خیلی برات تنگ شده :'(
    انشالله اگه بتونم حتما میام
    به دختر عمه سلام برسون.
    سلام
    من هم همینطورم
    یه بار دوستم بهم گفت:
    یه جور غذا می خوری انگار چندشت میشه از غذا...
    تازه جدیدن ها کم خوابیدن ها هم اضافه شده..
    مامانم از گفتن به من منصرف شده دنبال دکترای آن چنانی می گرده :)
    پاسخ:
    پاسخ: سلام. خوش اومدین
    منم یه مدت این جوری بودم گوش شیطون کر از ماه رمضون خوب شدم!
    با اینکه به روی خودم نمی آوردم ولی همه یه جورایی می فهمیدن
    مامانم منو چند بار پیش دکترای نه چندانی! برد جواب نداد. فعلا بی خیال شده : دی
    بدو دارم رکورد میزنم ...جا میمونی ها ...
    فعالان حقوق بشر
    ستاد رکورد لاغری .... دارم میرم تو گینس اسممو بکارم سبز بشه

    پاسخ:
    پاسخ: نگووووووووووووووو
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی