با من از ماه بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

بدون عنوان

جمعه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۸:۲۱ ق.ظ

داره کم کم یه سال میشه. فکر میکنم این پست نزدیک ترین پست به اون اتفاقه... و بعدش این پست! که اوج ناراحتی من تو اون دوران رو نشون میده.

اوایلش قوی تر بودم. اما کم کم به هم ریختم. مخصوصا بعد از عید که همه چی از دستم خارج شد.

وقتی اتفاقی میافته. مسئله ای پیش میاد. یا وقتایی که باید یه تصمیم مهم بگیرم خیلی به هم میریزم. چون احساس میکنم تنهام و هیچ کس نیست که بتونه کمکم کنه. این احساس من ... اگه دید زمینی داشته باشی درسته. واقعا اطرافیان من هیچ وقت در مسائل فکری نتونستن به من کمک کنن و همیشه من تنها بودم و تحت فشار که نکنه اشتباه کنم... این به هم ریختن ها وقتی خواستگار میاد به اوج خودش میرسه چون علاوه بر خودم و تصمیمی که میخوام بگیرم باید حواسم به همه چیز و همه جا باشه.

این جور وقتا دلم میخواست پدر و مادرم انقدر ساده و مظلوم نبودن. میتونستن حرفمو بفهمن... می تونستم بهشون اعتماد کنم باهاشون حرف بزنم اما ...  ... 

یه وقتایی فکر میکنم درسته که من تنهام. باید تنها فکر کنم. تنها تصمیم بگیرم. اما این احساس زیر فشار بودن و له شدن شدید دلیلی جز توکل نداشتن من نداره. اینکه من داغون میشم تو این شرایط و زندگیم کلا به هم میریزه یعنی خدا رو به عنوان کسی که پشتمه و به فکرمه و پازل زندگی و اتفاقات رو جوری میچینه که به نفعم باشه فراموش میکنم.

خدای خوبم. من واقعا نمیدونم معنای توکل چیه اصلا چه جوری باید توکل کرد! اما تو با من همون طور رفتار کن که با توکل کنندگان رفتار میکنی ...
میدونم همیشه زیادی نگرانم. زیادی حساسم. زیادی سخت میگیرم. اما تو کمکم کن و تنهام نزار...

یه چیز دیگه هم می خوام. لبخند مادر و اینکه امروز به خیر بگذره... همین

  • مداد رنگی

دخترانه

روزمرگی

نظر (۶)

انگار خودم این حرفارو زدم،کاملا درکت میکنم،منم خییلی از اوقات تو همچین موقعیت هایی قرار گرفتم،از همه بدتر این که خانواده م بگن هر چی خودت بگی!! خوب من مشورت خواستم اما تنها کمکشون اینه که میگن خودت هر چی میگی!! خوب مگه من چند سال سن دارم،بلاخره تجارب بزرگترا تو یه زمینه هایی بیشتره!!
نمیگم خانواده م بدن،اصلاااااااااا، اما خیلی دلم می خواست با بچه هاشون مثل تو فیلما آرمانی رفتار کنن،اما انگار فقط تو فیلمهاست و واقعیت همچین چیزی نیست،عزیزم من این مواقع به خدا توکل میکنم،میگم اگر به صلاحم باشه بدون هیچ دردسر و سنگ افتادنی انجام بشه،اگر به صلاح نیست اینقدر نشونه پیش روم بذارررررررررررر تا بفههم صلاح نیست،به دلت هم رجوع کن،ببین دلت چی میگه!
انشاالله که خیره

پاسخ:
پاسخ: آخه...
جوابمو که تو چت گفتم. خودت گفتی نگو ها...
منم به حرف تو عمل کردم اما الان عذاب وجدان دارم همچین :)))

ممنون از لطفت. قوت قلبی بود برام
سلام
خیلی سخت می گیرین.
ان شالله به خیر گذشته باشه.

پاسخ:
پاسخ: سلام....
سلام
روزهای تصمیم ، روزهای سردرگمی ، پدرومادری که بلد نیستن صددرصدی خوب باشند
تمام این روزهارو ما هم لمس کردیم

پاسخ:
پاسخ: سلام. البته مهم اینه که 100 درصد اون چیزی که بلدن رو انجام میدن. :)
ممنون
نیمه شبه ... و تازه از این تفکرات اومدم بیرون ... چند ساعتی میشه که با خودم خلوت کردم و همه این حرف ها رو تحویل
خودم دادم .اما هنوزم به دنبال یه گوش شنوا روی زمین میگردم
(هل من ناصر ینصرنی...) چند روزیه که بد جوری حالم خرابه ...
درد بی درمونیه ....تنها نیستیم ...ماه بالای سر تنهاییست ...
مهم تر از همه خدا همیشه بیداره ....مواظب خودت باش گل بانو.
پاسخ:
پاسخ: الهی من قربونت برم. دیشب خیلی صدات خسته بود. :(
باز کلاس قرآن خونت اومده پایین؟ :دی
من که داغووووونم
آره راست میگی ... تو هم مواظب دوست گلم باش
دلیل وسواس تو تصمیم گیری اینه که ما معادله تصمیم گیری رو خیلی گسترده می کنیم یه چند معادله ی چند مجهول می سازیم که حل کردنش سخته...مثلا
معادله 1= رضایت دوستان
معادله 2 = ناراحت نشدن خاله
معادله 3 = دید مردم
معادله 4=...

یه اشنایی می گفت امام خمینی تصمیمات بزرگ رو خیلی ساده می گرفت چون یک معادله یک مجهولی بود
معادله = رضایت خدا
خوشم میاد از نوشته هات...
پاسخ:
پاسخ: سلام. این کامنت خیلی عالی بود
ممنون از لطفتون. باعث افتخاره
منم همیشه در سخت ترین شرایط احساس می کنم که تنها هستم و کسی کمکم نمی کنه
ولی منم قبول دارم که بخاطر اعتقاد ضعیفم است که این فکر را میکنم
خدایا کمک کن قوی تر باشم و اعتماد و ایمانم به تو بیشتر شود
پاسخ:
پاسخ: پس این حس تقریبا تو خیلی ها مشترکه...
آمین. همین طور من
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی